۶۲ سال در انتظار دعوت «شاه غریبان»

عیسی خندق روستایی کوچک در نزدیکی ساری است، روستایی که سال‌هاست شاهد کوتاه آمدن دشواری‌های زندگی در برابر رشادت «توران صدیقی» است؛ زنی روستایی که نام او با واژه‌ی ازخودگذشتگی پیوندی عمیق و طولانی دارد. توران بزرگ خانواده است و۷ فرزند دارد. ۳ دختر و ۱ پسر سالم و ۲ دختر و ۱ پسر معلول ذهنیِ بزرگسال، حاصل زندگی مشترک او و خیرالله صفری است. همسر او ۷ سال پیش فوت کرد و باوجود اینکه او مجبور شد تا بار نگهداری از فرزندانش را به‌تنهایی به‌دوش بکشد، ذره‌ای از امید و انگیزه‌ی مادر برای ادامه‌ی زندگی در کنار ۳ فرزند معلولش کم نشد.
فرزندان سالم توران هرکدام به زندگی خانوادگی و شخصی خود مشغول هستند، مادر با منیژه، علی‌اصغر و زینب ۳ فرزند معلول خود که از روزهای نوجوانی بیماری آنها روندی روبه‌رشد داشته‌است روز را آغاز و تا شب به پای آنها زندگی و تلاش می‌کند. توران، جسم و روح خود را وقف ۳ فرزند معلول خود کرده‌است که با او زندگی می‌کنند، فرزندانی که هرکدام جایگاه ویژه‌ی خود را در قلب بزرگ مادر دارند.
منیژه، بزرگ‌ترین فرزند معلول توران است و ۳۹ سال دارد. حاصل ازدواج منیژه در روزهای جوانی دو فرزند است که شبنم، دختر او پس از جدایی پدر از مادر، ازدواج کرده و در کنار مادر زندگی می‌کند.
علی اصغر، ۳۲ سال دارد و مجرد و در کنار توران زندگی می‌کند، مادر هر صبح او را حمام می‌برد، به علی‌اصغر غذا می‌دهد و پس از چند ساعت به نزدیکی زمین فوتبال روستا؛ تنها تفرجگاه علی‌اصغر می‌رود تا او را برای خوردن ناهار به خانه برگرداند. زینب، سومین فرزند معلول توران، در ۲۰ سالگی رنجی مضاعف بر زندگی مادر وارد کرد. او یک روز از خانه خارج می‌شود و بازگشت او ۷ سال طول می‌کشد، زینب تنها به یاد دارد که از گرگان راهی گنبد شد و پس از چندین سال زندگی در بهزیستی گنبد، با تماس کارمندان بهزیستی، گم‌شده پیدا می‌شود و به خانه برمی‌گردد. در تمام روزهای غیبت زینب، توران که پس از قطع امید از یافتن فرزندش، مرگ او را باور کرده بود، هر ماه مراسمی برای عزای فرزند از دست رفته‌اش در روستا برپا می‌کرد، پس از ۷ سال با بازگشت او به خانه، امید مادر برای ادامه‌ی زندگی از نو زاده شد.
بیش از دو دهه نگهداری از ۳ معلول و انجام کارهای روزمره‌ از نظافت و شست‌وشو تا غذا دادن به آنها در کنار ۷ سال چشم دوختن به در خانه برای برگشت زینب، دختر گم‌شده‌ی خانواده، نگاه توران به زندگی را ژرف‌تر کرده‌است. توران به ریاضت هر روزه‌ی خود نگاهی متفاوت دارد و معتقد است حضور ۳ فرزند معلول در خانه‌ی او موهبت خداوند می‌باشد و خدا او را برای انجام این امر انتخاب کرده‌است.
توران صدیقی، تنها یک آرزو دارد؛ زیارت امام هشتم. سفر به مشهد سقف آرزوهای او است و امیدوار است تا پیش از مرگ یک بار امکان زیارت حرم امام رضا (ع) برای او فراهم شود. آرزویی که برای او در دوردست امید است و دست مادر از رسیدن به آن کوتاه.