خزان رنگ و سکوت شهر ساری

پاییز فصل هزار رنگ آرام آرام رخت بر می بندد و جای خود را به سوز و سرمای زمستان می دهد.
پاییز امسال رنگ و بوی دیگری داشت و در کنار برگریزان شهر شاهد کوچ غریبانه ی شهروندان از اقشار مختلف بود.
قرنطینه و منع رفت و آمد خیابانهای شهر را خلوت و سوت و کور کرد.اما خزان با رنگهای زیبایش در شهر و کوچه و خیابانهایش خودنمایی می کند و رهگذران را به دیدن زیبایی های طبیعت دعوت می نماید.

شعر خداحافظ پاییز هزار رنگ شاعر سوده آریا

پاییز با کمک دختر کوچکش آذر
دست به دست هم دادند

و کوله بار سفرشان را بسته اند
با چشمانی اشکبار
به هر گوشه سرک میکشند

به دشتها و و کوهها
به باغات عریان

به جویبارهای سرد و یخ زده
نفس عمیقی از سر دلتنگی می کشند
و یخ میزند طبیعت خشک و سرد

از آه سوزناک درونشان
قطرات اشک بر گونه شان جاری ست

کم کم به میعادگاه عاشقانه خود
با یلدا نزدیک می شوند

یلدا این دختر زیبای زمستان
باموهای مشکی رها در باد

با دامن رنگارنگش
که با میوه های خوش رنگ پاییزی

تزیین شده به بدرقه پاییز میرود
و دستش را تکان میدهد
خدا حافظ پاییز زیبا
خدا حافظ پاییز هزاررنگ